الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )

125

ترجمه و شرح موضوعى نهج البلاغة پيرامون رستاخيز و وظيفه بندگي ( فارسى )

ماجرايى تلخ به مناسبت نقل مىشود : در اغانى آورده : عروة بن ورد ، همسر غفارى خود را به جهت نوشيدن شراب گرو گذاشت . گويد : او مستمند و ته‌دست همراه زنش به نزد طايفهء بنى نضير رفت . آنان به وى شراب نوشانده تا كاملا مست و معتاد گرديده او را از نوشيدن شراب منع كردند ، و چيزى جز همسرش با او نبود ناچار وى را به گروگان گذاشت ، و آن‌قدر نوشيد كه راهى براى آزاد نمودن او نداشت ، و چون خواست بازگردد و به همسر خود گفت : با من بيا . همسرش گفت : راهى نيست ، تو مرا گرفتار نموده‌اى . و به همين سبب او نزد بنى نضير ماند . و هنگامىكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بنى نضير را از مدينه كوچ داد ، سلمى در ميان آنان بود . « 1 » توصيه به شب‌زنده‌دارى أسهروا عيونكم ؛ ديدگانتان را در شب بيدار نگه داريد . در مصباح آورده : سهر شب بيدارى است . كانُوا قَلِيلًا مِنَ اللَّيْلِ ما يَهْجَعُونَ * وَ بِالْأَسْحارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ ؛ « 2 » و از شب اندكى را مىخوابيدند و سحرگاهان از درگاه خدا آمرزش و مغفرت مىطلبيدند . تَتَجافى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ * فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ ؛ « 3 » ( شب‌ها ) پهلو از بستر خواب حركت دهند و با بيم و اميد ( در نماز شب ) خداى خود را بخوانند و از آن‌چه روزى آنها كرديم به مسكينان انفاق كنند ، هيچ‌كس نمىداند كه پاداش نيكوكارىاش چه نعمت و لذت‌هاى بىنهايت كه روشنىبخش ( دل و ) ديده است ، در عالم غيب براى او ذخيره شده است .

--> ( 1 ) . ج 3 ، ص 38 . ( 2 ) . ذاريات ( 51 ) آيهء 17 و 18 . ( 3 ) . سجده ( 32 ) آيهء 16 و 17 .